واله؛ روایتی پوشیدنی
معنای واله
«واله» یعنی غرقشدن؛ در شعر، در خط، در پارچه. همان لحظهای که آدم در احساس گم میشود و دیگر مرزی میان خودش و آنچه میبیند نمیماند.
نام برای ما یک اشاره است، نه یک برچسب. اشارهای به حالی که میخواهیم هر قطعه از آن حکایت کند.
پارچهای که روایت میکند
واله از این باور آغاز شد که لباس میتواند بیش از پوشش باشد؛ میتواند حاملِ حسی، شعری یا خطی باشد که با تن حرکت میکند. ما بهجای طرحهای پرهیاهو، دنبال آرامشی هستیم که ماندگار بماند.
هر مجموعه از یک کلمه، یک بیت یا یک حال شکل میگیرد و بعد به پارچه سپرده میشود.
میان کلمه و تن
جایی میان کلمه و تن، میان حرکت قلم و رهایی پارچه، روایتهایی شکل میگیرند که میشود آنها را پوشید. کلمه به خط میرسد، خط به نقش، و نقش به پارچهای که تن آن را به حرکت درمیآورد.
این پیوند سهگانه، هستهی هر کاریست که در واله انجام میدهیم.
خط، امضای واله
خوشنویسی فارسی برای ما تنها یک عنصر تزئینی نیست؛ زبانِ بصری برند است. حرکت قلم، کشیدگی حروف و فاصلههای میان کلمات، همان ریتمیست که در برش و ریزش پارچه دنبال میکنیم.
هر طرح از یک تمرینِ خط آغاز میشود، پیش از آنکه به الیاف برسد.
آنچه برای ما مهم است
سادگی
کمگویی در طرح، تا آنچه میماند حرفِ اصلی را بزند.
ماندگاری
قطعههایی که فراتر از فصل و مُد، همراه بمانند.
اصالت
وفاداری به زبان فارسی، خط و روایت در هر جزئیات.
ساختن، با حوصله
هر قطعهی واله در مقیاسی محدود و با توجه به جزئیات ساخته میشود. از انتخاب پارچه تا دوخت نهایی، ترجیح ما کیفیت بر شتاب است. کم میسازیم تا درست بسازیم.
این حوصله همان چیزیست که یک لباس را از یک روایت جدا نمیکند.